زين العابدين شيروانى
477
بستان السياحه ( فارسي )
كنيم به دهليزسراى آن حضرت كه رسيديم ايستاديم كه رخصت بكيريم در اين اثناء آواز خوش حزينى شنيديم كه به سريانى بنا بر روايت اوّل و به عبرانى بنا بر روايت ثانى چيزى مىخواند كمان برديم كه حضرت مردى را از اهل كتاب طلبيده كه براى او چيزى بخواند بعد از آنكه داخل شديم به غير از حضرت كسى را نديديم پرسيديم كه يا حضرت ما چنين كمان برده بوديم حضرت فرمودند كه من مناجاتى كه ايليا بجناب پروردكار خود مىكرد به ياد آوردم كريستم مقصد آنكه آن حضرت بصوت حسن غير قرآن را به آواز بلند حزين مىخوانده كه سامع بكريه درآمده و ظاهر اين حديث نيز صريحست در آنكه قاريان و ذاكران ازين قبيل بخوانند كه سامعانى كه قساوت قلبى نداشته باشند بكريه درآيند حلال و مباحست و تفسيق آن ذاكر و قارى و حرام و بدعت دانستن چنين فعلى تحريم ما احلّ اللّه است و ايليا كه در حديث مذكور واقع شده اسم حضرت امير المؤمنين ( ع ) و امام المتّقين و قبلة الموحّدين و قاصم الملحدين است بعضى زبانها و ببعضى ديكر شنتيا و ببعضى اسامى ديكر چنانچه مشهور است كه آن حضرت را هزار كم يك نام است و حضرت رسول ( ص ) را هزار و اللّه تعالى هزار و يك نام و اللّه اعلم و در كتاب من لا يحضره الفقيه صدوق روايت مىكند كه سئل رجل علىّ بن الحسين ( ع ) عن شراء جارية لها صوت فقال ما عليك لو اشتريتها فذكّرتك الجنّة يعنى سؤال كرد مردى از حضرت امام زين العابدين ( ع ) از خريدن كنيزك خوشآوازى كه براى او به آواز خوش مىخوانده باشد حضرت فرمودند كه اكر خواندن آن كنيزك بهشت به ياد تو مىآورد بخر كه باكى نيست و بعضى تأويل كردهاند كه بخر تا به خواندن قرآن و كلامى كه زهد و ترك دنيا را ياد دهد ترا موعظه باشد و از اينجا نيز ظاهر مىشود كه اكر كلام لهو و باطل باشد مذموم است و هرچه خدا به ياد مىدهد خوب و ممدوحست و در كتاب كافى از حضرت سيّد كائنات ( ص ) مرويست كه لكلّ شىء حليته و حلية القرآن الصّوت الحسن يعنى هر چيزى را زيوريست و زيور قرآن آواز خوش است و از حضرت رسالتپناه ( ص ) نيز مرويست كه فرمودند لا يؤذن لشىء من اهل الأرض الّا صوت المؤذّنين و الصّوت الحسن بالقرآن يعنى حضرت رسول ( ص ) فرمودند كه نمىشنود حق سبحانه و تعالى چيزى از اهل زمين الّا آواز مؤذنان و آواز خوش خواندن قرآن چرا كه لا يؤذن بمعنى لا يسمع است و ايضا در كتاب كافى از حضرت امام موسى الكاظم ( ع ) مرويست كه شخصى در خدمت ايشان صوت را مذكور مىساخت فرمودند كه انّ علىّ بن الحسين ( ع ) كان يقرأ القرآن فربما يمرّ به المار فصعق من حسن صوته و انّ الامام ( ع ) لو ظهر من ذلك شيئا لما احتمله النّاس من حسنه قلت و لم يكن رسول اللّه ( ص ) يصلّى بالنّاس و يرفع صوته بالقرآن فقال انّ رسول اللّه ( ص ) كان يحتمل النّاس من خلفه ممّا يطيقون يعنى حضرت امام زين العابدين ( ع ) قرآن مىخواند و كاه بود كه كسى بر ايشان مىكذشت بىهوش مىشد از خوشى آواز آن حضرت ( ع ) به درستى كه اكر امام اظهار كند از حسن صوت خود چيزى مردم طاقت نمىآورند راوى مىكويد كه كفتم رسول اللّه ( ص ) وقتى كه نماز به جماعت مىكرد قرآن را به آواز بلند نمىخواند چنان كه در نماز جهريّه واجبست فرمودند كه حضرت بار نمىكرد بر جمعى كه در عقب او نماز مىكردند آنقدر كه طاقت نداشته باشند مقصد آنكه اكر حضرت آواز مبارك خود بصوت حسن بلند مىفرمود و صوت حسن خود را جولان مىداد كسى طاقت شنيدن آن نداشت و آن در نماز جهريّه بهقدرى كه جهر بر آن صادق باشد بلند مىخواند و نيز در همان كتاب مذكور است از حضرت رسول ( ص ) كه مىفرمودند لم تعط امّتى اقلّ من ثلث الجمال و الصّوت الحسن و الحفظ يعنى داده نشده است امّت مرا كمتر از سه چيز روى خوب با حسن معنوى و آواز خوش و حفظ و شك نيست كه آواز خوش كه داده براى خواندن خوش داده نه براى نخواندن يا بتكلف بد خواندن و از حضرت امام رضا عليه التّحيّة و الثّناء منقولست كه فرمودند رسول اللّه ( ص ) حسّنوا القرآن باصواتكم و انّ الصّوت الحسن يزيد القرآن حسنا يعنى حضرت رسول ( ص ) فرمودند كه نيكو كردانيد قرآن را بصوت بحسن خود و خوش بخوانيد قرآن را به درستى كه صوت حسن حسن قرآن را زياده مىكرداند و امّا آيات و احاديثى كه دلالت بر حرمت غنا دارد از آن جمله اين آيه است وَ مِنَ النَّاسِ